اشعار عاشقانه
گفتمش: دل ميخري؟! پرسيد چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد
و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي
خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
[ سهشنبه 27 فروردین 1392 ] [ 16:12 ] [ pure-life ]
[
ارسال نظر(0)
]