عشق پنهان ...

یک شبی مجنون نمازش راشکست / بی وضو درکوچه لیلی نشست

عشق آنشب مست مستش کرده بود/ گفت یارب ازچه خوارم کرده ای

برصلیب عشق دارم کرده ای / خسته ام زین عشق دلخونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگرنیستم / این تو و لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم / دررگت پیدا و پنهانت منم

سالها باجورلیلا ساختی / من کنارت بودم و نشناختی


[ دوشنبه 06 آبان 1392 ] [ 13:57 ] [ pure-life ]
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران